در تمام این سالها داشتم تماشایت میکردم. میکندی و میکندی و میکندی. داشتی نقب میزدی. با چنگ، با دندان، با ناخن، با واژه، با اشک، با امید، با دروغ، با خیال؛ به اندرون کسی که فرسنگها از تو دور بوده است. هنوز دارم تماشایت می کنم. به کاهدان زده ای، برگرد!
ما را در سایت 513. پنهان در زیر پوست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 2:42